سيد محمد خالد غفارى

81

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

مولّده و غيره ، چيزى نيست كه با مشتى گوشت و پوست و رگ و پى و استخوان تناسب داشته باشد ، بلكه اين قوا و اعمال آنها شبيه‌سازىهاى نورى هستند كه نور اسفهبد از روى الگوى وجودى خود در برزخ ظلمانى كالبد ، انجام مىدهد : « . . . و هذه القوى فروع النّور الاسفهبد فى صيصته ، و الصّيصة صنم للنّور الأسفهبد » . « 1 » 4 . چون نور اسفهبد ، نورانى و كالبد انسانى ظلمانى است ، بايد بين آنها واسطه‌اى باشد نه كاملا نورانى و نه سراسر ظلمانى تا تصرّف نور اسفهبد را در كالبد ميسّر سازد و آن روح حيوانى يا طبيعى « 2 » است كه از طرف نفس ناطقه ( نور اسفهبد ) بر كالبد ، افاضه مىگردد ، تا پلى باشد بين او و كالبدش . اعتباريّات عقلى « . . . [ هى ] الصّفات العقليّة الّتى لا صورة لها فى الأعيان . [ ف ] كون الشّىء صورة و مفهوم الذّات و الحقيقة و الماهيّة و العرضيّة و جميع ما يشبهها كلّها اوصاف اعتباريّة . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 1 ؛ مشارع و مطارحات ، ص 364 ، با اندك تصرف ) « اعتبار عقلى » در مقابل « وجود عينى » به كار مىرود ، و موجوديّت اعتبارى ، يعنى موجوديّتى كه تنها در صحنهء ذهن و عقل تحقّق داشته باشد و در خارج ذهن و عالم عين مصداق و ما بازائى نداشته باشد . مقوله‌هايى از قبيل : صورت ( مقابل هيولى ) ، ذات ، حقيقت ، ماهيّت و عرضيّت ، وحدت ، وجود ، امكان ، شيئيّت و . . . از نظر بعضى از حكما از جمله شيخ اشراق ، داراى وجود اعتبارى هستند ، يعنى از لحاظ مفهوم ، زائد بر ماهيت‌اند ، امّا به هيچ وجه صورت خارجى ندارند . در بين مقوله‌هاى فوق « وجود » بيشتر از همه مورد بحث و بررسى و اختلاف واقع شده است . عدّه‌اى معتقدند كه « وجود » از لحاظ مفهوم زايد بر ماهيّت است و داراى واقعيّتى عينى است .

--> ( 1 ) حكمة الاشراق ، ص 207 . ( 2 ) و به عبارت ديگر روح نفسانى .